من

  شايد بتوانم

  دستی توی صورتم ببرم

  جوری که ديگر اسمم از يادم برود...

  اما نمی توانم شناسنامه ام را

  که بوی جنگ می دهد

                               عطر صلح بزنم!

  کودکی هايی

  که با ترس ناشناس از ترقه هايی

  که خط سفيد هواپيماها

  روی آبی ترين مخلوق

  می کشيدند/گذشت...

  من

  شايد بتوانم

  دستی توی دلم ببرم

  و خرده های کينه ی شام ديشب را

  جمع کنم

  توی سطل آشغال بريزم

  اما نمی توانم جوانی ام را

  که...

  نمی دانم در نشاط کدام بهار صرف شده

  که نمی فهمم

  که کتابهای زير بغلم دوای دردهايم نيست

  و شکی هی مزمن

                            و مزمن تر

  توی وجودم می چرخد

  که من به خاطر کدام علت ِناپيدا

  پرت شدم به اينجا

  که حالا گوشه ی دلم از برخورد با زمين

  قرمز شده...

  من شايد بتوانم

  خيلی کارها بکنم

  اما مسلّماً نمی توانم خيلی کارها نکنم

  که نبودنشان

                   بهتر از بودنشان است!

  ميان حيات و مرگ من

  دو پله ی سنگی سياه است

  که هر کدامشان خيس بارانهای نيامده اند...

  و جاپای غريب يک تکلم بی اراده

  از روی کهن ترين متون عشقی ملکوت

                                                     به چشم می خورد...

  من زندگی ام

                    چشم می خورد

                                          بدون اسپند حضوری

                                                                      دور...

 

/ 24 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یکتا

سلام ... نغمه ... من چرا همه اش يکی عقب ترم؟!! ... کار قبلی رو که خوندم به اينجا نکشيد دست چشمم... برای بار بعد .. روز بعد ... پيدا ... گم ... زندگی کن توی همان چشمهای قهوه ای ... يا علی

neda

اومدم که بدونی يادتم

آقاه...

به يادتم و افتخار مي‌كنم كه خانومه‌ي من اينقدر خوب معنا رو به واژه پيوند ميده.من نمي‌تونم نقدت كنم.چون همه چيزت برام زيباست عزيز دلم...بوس

دو شنبه ها با آیلار

سلام. خوبيد همسايه ؟ بگم چقدر از قشنگی کارتون لذت بردم باور نمی کنيد...خيلی به دل نشستنی بود اين شعر. راستش حرف زدن در باره اش هم خيلی سخته. آخه حرفاتون خيلی سنگين بود. نفس آدم بند مياد برای نظر دادن: اما جسارت می کنم.. در اين برهوت بی حرفی های خودم...می نشينم به نوشتن برای شما ... که غريبه تريد.. راحت تر می شود نوشت.۱- دستی توی صورتم ببرم... دستی توی دل ام ببرم.. خيلی جمله های با شکوهی بودن.. نمی دونمی چرا اما واقعا از همه پتانسيل جمله هاش استفاده کرديد.. بخش اول شعر خيلی قشنگ بود... که بوی جنگ می دهد عطر صلح بزنم... می دونی تقطيع اش هم خيلی به موقع بوده ..ابی ترين مخلوق خيلی ترکيب نازی بود.. البته به اين نگاه کن که ابی ترين مخلوق ما اين روزها چقدر بغض دارد تويش ... و هی نمی بارد لعنتی....نمی دانم در نشاط کدام بهار صرف شده که نمی فهمم که کتابهای زير بغلم دوای دردهايم نيست و شکی هی مزمن خیلی جالب اومد به نظرم..اما شاهکارت اين جا بود به نظرم:اما مسلّماً نمی توانم خيلی کارها نکنم که نبودنشان بهتر از بودنشان است!

دو شنبه ها با آیلار

اين تيکه که هدا گفته هم ناز بود : ميان حيات و مرگ من دو پله ی سنگی سياه است که هر کدامشان خيس بارانهای نيامده اند... می گم جاهای خیلی مناسبی قطع دادی به جمله هات و این کارت جالبه .. یکی از کتاب های هیوا مسیح هم راجع به همین قطع به موقع نوشته .. همسایه .. چیز هایی امشب به یادم می اید/// من خودم هم دارم سعی می کنم که یاد بگیرمشون... به قول اميرزا کلی طرح می شه از توی نوشته تو در اورد..اين بخش اخرت هم که واقعا در خور اختتام مطلب بود .. من زندگی ام// چشم می خورد// بدون اسپند حضوری... خب و.. زياد نوشتم.. خيلی از کارت خوشم اومد..اين روزها مطلب خوب کم پيدا می شه ...مرسی که سر می زنی.. زياد حوصله نوشتن نبود..وگرنه برای نوشته ات چيزی می نوستم...شاد باشی.. عيد هم پيشاپيش مبارک.

جشنواره شعر گريز آهوانه۲

جشنواره دانشجویی رضوی 2 در دو بخش اشعار مذهبی و اشعار رضوی شروع به کار کرد برای دریافت اطلاعات بیشتر و شرکت در این جشنواره که همزمان با ولادت امام رضا(ع) خواهد بود به وبلاگ مراجعه کنید

عرشیا

سلام.......حال بانوی ظريف نگار گل به گونه ما چون است..........زيبا بوذ..............يا علی

ايمان

سلام خوبين؟ قشنگ بود زياااد/ خرس

negar

سلام اول بگم که کلی تعجب کردم که چرا اينجا نيومدم اگه راستشو بخوای من اون وبلاگتو بيشتر دوست دارم چون ساده تره اينجا بايد کلی سواد داشته باشی تا بتونی حق مطلب بگی اونجا فقط دل حرف ميزنه تو تایپ ميکنی اونجا خيلی باحاله خيلی . من واقعا نميدونم بايد بهش به تک تک خطهاش فکر کرد تا تونست يه جمله در خورش نوشت من نميدونم چی بگم ولی خيلی قشنگ بود با نظر ميرزا موافقم.موفق باشی تا بعد.

rahila

سلام نغمه ی عزيز می دونم خيلی خيلی ديره اما فکر کنم هميشه بشه برگشت با تمام وجود لذت بردم و برای حضورت اسپند دود کردم .......... به روزم ومنتظر