برای تو ...

 

 

چقدر مانده به فردا ، به لحظه ی « آری » ؟

به خط کشیدن ِ بر شک ، به دوستم داری ؟!<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

چقدر ضجه از این دوری  ِ ملال انگیز

چقدر حال و هوای غریب و تکراری؟

 

بدون تو نفَس  واژه ها ، نه ، کم گفتم

بدون  تو  نفسم  باطل  است  انگاری!

 

دل  تمام  قلم های  شعر من خون است

از  این  همه هیجان  همیشه اجباری

 

شبیه خواب ِ سحرگاهي ام چه کمرنگ است

حضور مبهم تو در فضای بیداری

 

****

 

در انزوای دقایق نشسته او تنها

دوباره بانوی شعر تو : نغمه افشار«ی»!

 

 ...

 

 

 

/ 40 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهار نارنج

سلام ...اونهايی که نوشتم تخيلات بهار نارنج بود والا من که با صدای سيگازت قلبم درد می گيره بايد زود ۶و۷تا قزص بخورم!!!!!!!وبلاگ منو بخون ولی باور نکن....

اجي گلي

بسه ديگه به روزشو.اه خسته شدم دلم تازه ميخواد؟؟؟؟؟

نغمه

آجی گلی ، با همون آدرسی که من تو خونتون کامنت می ذاشتم نظر گذاشتی!چشم...به روز ميشم...تازه ميشم...هر چی تو بخوای...

پیچک شوق

سلام دوست عزيز . گرفتارم و مشغول . مثل سال که سراسيمه خود را جمع کرده تا سر در آغوش سال نو بگذارد ، مشغول کار و اثاث کشي ام . خانه دلتان صاف و پاکيزه .و ان شا الله سال خوبی در پيش رو داشته باشيم . يا حق

neda

سلام و دورد

تبسم

سلام!...من هم با آميزا موافقم...هر چند آميرزا نقد كردنش هم مثل طرح نوشتنش است...سال نو مبارك!

نيلوفر

کو شعر جديد ؟؟؟؟؟ ممنونم نغمه ی عزيزم ؛ خوشحالم کردی با اومدنت .....

پیچک شوق

سلام . سال نو مبارک . زيبا بود و لذتی مضاعف ...بما هم سر بزن .

گلوریا

گلوریا برای شما سال خوبی را آرزو دارد.....از تک تک روزهای زیبایت سرشار شوی....