فعلا نامه!

حرفی برای گفتن نیست...گمان می کنم اینجا باید مدتی خالی بماند...بی هیچ واژه یا شعری...کسی اینجا آوازی نخواند...تا دوباره دل ِ قلمی برای لمس اندام کاغذی تنگ شود...تا دوباره حرفی تازه برای زاییدن باشد...

خیال می کنم این خانه دغدغه ی اول و آخر ِ شعرهایم شده...نثرهایم...واژگان آهنگینم اصلا! چه می دانم...انگار اینجا نباید خودم باشم...یک آدم عادی...یک دخترک حواس پرت که این روزها از آسمان آویزان شده و بر روی دشت خدا تاب می خورد...دخترکی که لُپ هایش بوی سیب گرفته اند و لب هایش رنگ توت فرنگی!

اینجا زبانم کوتاه است...برخلاف جاهای دیگر!مهم نیست...فکر نکن می خواهم در ِ این اتاق کوچک را تخته کنم و بروم و به تو هم بگویم برو به امان خدا...نه، فعلا که از این خبرها نیست!اما آنقدر سرم شلوغ است که وقتی برای این ندارم که بنشینم و خیلی مودبانه بنویسم...یا مودبانه نه،مثل همیشه!

فعلا مرا به خدا بسپارید...من هم دلهایتان را به خودش می سپارم...یادتان نرود هم ، حال من کلی خوب است!

/ 21 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
neda

سلام چه خوبست که خوبی

نيره

دلتنگی یشت دلتنگی ...

مهدی خطيبی

سلام.با مقدمه- مقاله ای با نام«اندوه نسل کودکی نکرده» به روزم.بدرود

سارا

سلام گلم... هميشه خوب و شاد باشی... منتظريم تا برگردی ..... منتظريم..... هرچند که دلتنگ باشيم...

رويان

سلام... من تازه با وبلاگ شما آشنا شدم... خيلی خوب بود... به وبلاگ من هم سر بزنيد... خوشحال می شوم

تبسم

می دانم سرتان چقدر شلوغ است...اما یک روز به خود می گویید چقدر آنروزها سرمان خلوت بود......سالها طول کشيد تا توی شلوغی زندگی یاد گرفتم کی بنويسم... کی بخوابم... کی با کودکانم بازی کنم...و اصلا چطور زندگی کنم...مطمئنم برای شما اين زمان خيلی کوتاهتر است....موفق باشيد در پناه عشق!

آقاهه

بوووس

ناصر و نادر

سلام...اميدوارم زياد طولاني نشه...يا اينكه يواش يواش و بي سروصدا تعطيلش كنين ... ماهم بروزيم...موفق باشين...

محمد رضا صرافها

سلام الحمدالله که حالتون خوبه.همانطور که خواستيد شما را به خدا می سپارم و خوشحال خواهم شد که باز هم از نوشته های شما استفاده کنم.خدا نگهدار