از قرن ِ چندم چشمهايم می آيم

.

.

.

سرفه ام ميگيرد از هوای زمستانی ِ اين آفتاب

خورشيد هم ديگر مال ما نيست

يک هرزه ی تن فروش ؛

که ابرها ،

قبل از رسيدن ِ پايش به خيابان ما

در آغوشش می کشند

ابرها اين روزها

مردهای پولداری هستند

که حسابهای مغزشان خاليست...

 

 

/ 38 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خون

گفتم شايد به روز باشيد ...

من ...

من تازه واردم // اینجا ها کسی مثل شما تازه وارد ها را تحویل می گیرد ؟ // شاید روزی دوستان خوبی شدیم // من هم شاعرم// و مهم تر از آن شعر دوست ...

جاناتان

عجب ... روزگار پر ابری است نازنين ...

hamed

سلام نغمه ... خوندمش .. فک کنم خيلی کار جالبی بود .. تا حالا اين جوری فکر نکرده بودم بهش .. شاد باشی....

رحيلا

سلام خانومی. هی ميام ولی به روز نيستی!! راستی خوشحال شدم ديدمت حيف که زود رفتی. منم با يه رفتن به روزم.

محمد وحیدی

سلام.... من ياغی ترين ستاره اين آسمانم .... تابعد ......

شيدايي

يه وقت فکر نکنی تازه خوندمش!!‌... نچ . من مشتری روز اولش بودم ... نغمه دارم فکر می کنم چقدر سپيد گفتن بهت می ياد ... چی گفتم ! .. بی خيال ...

نغمه

خير ...من نغمه افشار هستم...بدون پسوند يا پيشوندی!

hamed

نمی نويسی؟؟؟؟ سلام