جلب می کنم نظرت را ،

تا به اتهام تصرف عدوانی خيالاتم ،

برای هميشه زندانی دلم باشی...

--------------------

يه سفر ، حالم رو ... جا آورد !  آره ، برگشتم که برگردم...به خودم!

/ 10 نظر / 11 بازدید
گلوریا

چه حکم منصفانه ای نصيب اش ميکنی!......کاش همه روبروی يک حکم جلب قرار بگيرند!

مهرگان

سلام نغمه جوونم... خوشحالم که پر از انرژی هستی...

مهراد

چرا فقط به حکم خيالاتت زندانيه دلت باشه؟ نکنه قلب شما هم يک در ميون واسه خودت ميزنه؟ اگه اي اينطوره که ديگه... هيچ مهمون نمی خوای؟ موفق باش يا علی

adamgachi

شعر قشنگی بود..آفرين...

سارا

سلام خانومی..... پس بايد بگم مبارکه...! خوش به حالت......

شیدایی

نغمه ... نغمــــــه ... نغمــــــــــــــــــه ... !

mohammad

دل زندان نميکنه.فقط نميذاره کسی بره

قاصدك سوخته

اعتراض دارم .. قربان ! موکل من در سلامت کامل عقل و هوش نبوده .. شما خودتون يه نفس عميق بکشيد ! ببينيد در عطر بهشتی اين خانم آدم عقل درست حسابی توی کله اش می ماند ؟ بنابراين من خواستار تبرئه عاشق مزبور هستم چرا که ايشان در لحظه ارتکاب جرم دچار جنون آنی شده بود .. جناب قاضی ! جناب قاضی .. شما حالتون خوبه ؟ جناب قاضی .. شما هم .. ای وای .. قاضی هم عاشق شد ..

mehdi

فقط می‌گم...فقط می‌گم...دو...دو...دوست...دوست دارم...