آذر ...

       ممنونم از همه عزيزانی که با نگاهی که دوست داشتم به غزلم نگاه کردند و تن رنجورش رو با قلم تواناشون به بهبودی سوق دادند ... با توجه به نظرات دوستان تغييراتی در مصراع پايانی حاصل شد ... اميدوارم باز هم منو از لطفتون سيراب کنيد ... سپاس ...

با  خودت  يک  چمدان  حرف   رمانتيک   بيار

شرط کردم ببرم ، يا  تو  و  يا  هيچ  ...  قمار

حرف از دود نزن  ،  سينه ام  آخر  خَستَست

وز   ننوشيدن  چشمان  تو  درگير   و   خمار

سرفه ها می کند  اين  خاطره ها  در  جيبم

روی   صندوقچه ی  ذهن  پر  از  گرد  و  غبار

از   ازل  ايل  و  تبارم  همه  عاشق   بودند (۱)

چکنم ؟ نه تو بگو،  با دل  و  اين  ايل  و  تبار؟

شده ام   مرکز  ثقل  تو  و  هی  می چرخی

سر  هر  پيچ  خميدم  ،   کمرم   روی   مدار

از   نگاهم    تو    سرانجام    مرا    فهميدی

کاش  ميشد   که  نهان   بود  دل  سرخ  انار

تا   ته  عشق  بگو  ،  با  تو  قدم  خواهم  زد

پابه پا...لحظه به لحظه...همه جا...توی قطار

حرف آخر : دل از اين شعر نکن، لمسش کن

حرف آخرترم اين است  که  : من  دوسِت  دا

                                                            ر ...

« نغمه»

(۱) از زنده ياد سيد حسن حسينی

تا می تونيد قلمتون رو بر روش بکشيد ... ملاحظه بی ملاحظه ، لطفا!

 

/ 22 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهدي نقي پور

اول سلام...دوم اينکه خيلی قشنگ بود...من هميشه با طرحاتون بيشتر حال می کردم ولی خوب اينبار چسبيد...يه جوراييی چررررررررررررب بود.تصاوير زيبايی داشت...در کنار زبون روون و بسيار گيرای غزل ...به جز دو تا قافيه که به دلم ننشست تو ساختار شعر(مدار و قطار) خيلی خوب بود...در ضمن در جوابی دوستی که گفته مشکل وزنی داشت بايد بگم به جز مصرع آخر که عمدا يه هجا اضافی داشت اصلا مشکل وزنی حس نشد و نداشت...(يه پيشنهاد هم اينکه اصلا می تونی مصرع آخر هم جملتو کامل نکنی و به فکر خواننده آزادی عمل بدی...بازم می گم...عالی بود...به من سر بزن...يا علی

shaghayegh

سلام ...بابا دمت گرم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

حامد

سلام .. چه جوری بايد شروع کنم .. نمی دونم... از شعرت بگم .. شعرتون خيلی خوب و زيبا بود .. هم از نظر موضوعی .. هم از نظر وزنی..بيت آخر .. خوب اومد جلو ... حرف اخرترم ... خيلی ترکسب جديد و قشنگی بود تو شعر... ولی اين يک جمله دوست دارم.. قشنگ جور در نمی اد .. اون يه تيکه مرکز ثقل جهان هم قشنگ بود... بازم ميام...

سارا

سلام عزيزم... خيلی قشنگ بود.. من از نظر فنی بلد نيستم چيزی بگم اما مثل شعرهای ديگه ات خيلی لطيف بود..

تبسم

سلام! نغمه جان آدرس جدیدت را گم کرده بودم....شعرت خيلی قشنگ بود مخصوصا بيت آخر...پيشنهاد می کنم آن م آخر را حذف کنی... خواننده خودش می خواند....فدای تو...

maryam

سلام عزیزم وبت قشنگه مث خودت .........بازم به من سر بزن ...منتظرم....

عروسک

سلام وبلاگتون خیلی قشنگ بود به منم سر بزن پشیمون نمی شی ...بای