بهار تازه شروع می شود از سلام چشمهای ما!

بوی لاشه ی حيوان می دهد،

صداهای خيابان!

سمعک می زنم

شايد بهتر بشنوم بوی درختان را!

 

« نغمه »

 

----------------------------------

 

از اين همه در

                  يکی حتما واقعی است

يکی از اين همه در

                         بايد باز شود...

يکی از اين همه در

بايد من و تو را از اينجا بيرون ببرد...

 

                                      « فدريکو گارسيا لورکا-رومئو پرنده است و ژوليت سنگ»

 

/ 18 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
I M A N

سلام...هميشه از اشعار لورکا لذت برده ام!...نوشته ی خودتون هم بی نظير بود!

hajar

سلام به روز کردم يه سر بزن

mirzaa - ghalamdoon

سلام ..... چشمم لال ...زبانم کور......اگر غير از بوی تو شنيده باشم!!!!!! دستت درست ......صداهای رو اگه بنويسی صدا بهتر نيست<؟؟؟

نغمه

با احترام خيلي خيلی زياد به نظر استاد عزيز ، آميرزای مهربون ، با « صداهای » ارتباط بيشتری می تونم برقرار کنم تا « صدا » ... اميدوارم باز هم پيشنهاداتتون رو مطرح کنيد ، هميشه ...

دلناز ...

نغمه ... اگه بدونی چقدر دلم تنگه واسه اون صفحه ی خاکی ... همون که پارسال این موقه ها توش می نوشتی ... خودت خوبی؟؟؟ ... واااای ... سلانه ... شیداییم می کنه این آهنگه ... :)

ناصر و نادر

سلام....زيبا بود و تلخ...شعر خودتو ميگم....زيبا بود و شيرين...اون يکيو ميگم....فدريکو گارسيا لورکا...موفق باشی...

نغمه

آره دلناز ، دل خودمم! اصلا دلم برای اون نغمه هم خيلی تنگ شده ،آره ، خيلی...

هدا

سلام نغمه بانو...چه طرح و طعم و بوی قشنگی داشت طرحت :)

Meghdad

شنيدن صدای درختها در وهله اول خوبه ، اما بعدش نه ! چرا که اون موقع حرفهای نشنيده ای رو می شنوی که سرت به حالت انفجار می رسه .